ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
69
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
بر صفحات آنها نگريستم ، ديدم پارهاى از آنها دستخوش پرگويى و تكرار و طولانى نمودن اين رويداد غمبار شدهاند و پارهاى ديگر به آفت خلاصه گويى و چكيدهنويسى و اختصار بسيار گرفتار آمده و حقيقت موضوع را آن گونه كه مىبايد ، ترسيم ننمودهاند . از اين رو من بر آن شدم تا به خواست خدا مقتل و نوشتهاى معتدل و روشنگر در اين مورد بنگارم كه نه طولانى و تكرارى و خستهكننده و ملال آور شود و نه آنقدر چكيده و خلاصه گردد كه موضوع را به خوبى ترسيم نكند و داراى ابهام باشد . شهادتنامه و « مقتلى » كه نكات پيچيده در آن اندك ، صفحات آن از واژههاى ناآشنا و دور از ذهن و فرهنگ روز ، تهى باشد و به صورت روان و گويا و زيبا ، رويداد غمبار عاشورا و شهادت سالار شايستگان را به روشنى ترسيم نمايد . و درست با اين انگيزه و هدف بود كه اين « مقتل » و اين شهادتنامه را در حدّ متوسط و اعتدال به قلم آوردم ، تا در همه جا در دسترس علاقمندان قرار گيرد و به همراه داشتن آن كارى آسان باشد و كار بدين وسيله در اين مورد به بيهودهگرايى و ملال نكشيده ، و به كمبود و نقصان و ابهام نيز نينجامد . ( 1 ) بر آن بودم كه كار نگارش اين كتاب به گونهاى انجام شود كه شيرينى و دلنشينى واژهها ، دلها را آرامش بخشد ، و هر غفلت زدهاى را از خواب غفلت و بىخبرى و ناآگاهى برانگيزد و او را از مسامحهكارى و چشم پوشى از حقيقت باز دارد . كتاب و شهادتنامهاى از كار درآيد كه هر بينندهاى را در بوستان پر گل و لالهاش به نگرش و مطالعه و گردش برانگيزد و كسانى را كه در مورد رويداد غمبار و تكاندهندهء عاشورا و گراميداشت آن ، دستخوش غفلت شده و غم و اندوه و سوگوارى و عزادارى و گريهء هدفدار و نثار اشك و آه در اين فاجعهء بزرگ را به فراموشى سپردهاند ، از خواب غفلت بيدار ساخته و آنان را با فداكارى و شهامت و آزادگى و ستم ستيزى قهرمانان آن آشنا ساخته و آنان را به هوش آورد . كوتاه سخن اين كه در اين كتاب ارزشمند نكات و مطالبى به وديعت و يادگار نهادهام كه بسيارى از نويسندگان آنها را واگذارده و بسيارى از گويندگان و دانشوران و صاحبان قلم ، در انديشهء آنها نبوده و آنها را از ياد بردهاند .